الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

24

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

اصولا انسان همين كه خود را بىنياز ديد سركشى مىكند . ذو : ذو ، دو وجه دارد : اوّل - اينكه به وسيله - ذو - هر گونه اسمى از اجناس و انواع توصيف مىشود و بوسيلهء - ذو - وصف و توصيف آن نامها بدست مىآيد - ذو - به اسم ظاهر نه مضمر اضافه مىشود ، تثنيه و جمع دارد و براى وصف اسم مؤنّث - ذات - و در تثنيه مؤنّث - ذواتا - و در جمع مؤنّث - ذوات - گفته مىشود كه هر كدام از آنها جز در حالت مضاف به كار نمىرود . خداى تعالى گويد : وَ لكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ - 251 / بقره ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى - 6 / نجم و وَ ذِي الْقُرْبى - 83 / بقره وَ يُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ - 3 / هود ذَوِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى 177 / بقره إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ - 43 / انفال و آيهء نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ ذاتَ الشِّمالِ - 18 / كهف مربوط به خواب طولانى اصحاب كهف در غار است كه مىفرمايد : آنها را به سوى شمال و جنوب مىگردانديم و آيهء تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ - 7 / انفال دوست داشتيد و مىخواستيد آنهائى كه قدرت نداشتند براى شما باشند و نصيبتان شوند يعنى با كمك به كسانى كه نيرومند نيستند - بجنگيد ولى خداوند مىخواست با كلماتش حقّ را استقرار دهد و بنياد كافران براندازد و آيهء ذَواتا أَفْنانٍ - 48 / الرّحمن در وصف درختان و باغات بهشتى است پژوهشگران و اصحاب معانى حكماى الهى واژه - ذات - را بطور استعاره در بارهء عين هر چيز به كار برده‌اند ، چه جوهر باشد يا عرض ، و آن را به صورت مفرد با مضاف بر ضمير و همچنين با ال استعمال مىكنند و ذات را همچون نفس به جاى نفس به كار مىبرند ، چنان كه مىگويند : ذات او - نفس او - خود او ذَاتُهُ ، نَفْسُهُ ، خاصَّته اين معانى از كلام عرب نيست .